X
تبلیغات
شیدای سبز - تقدیم به معلم عزیزم...

‌‌الهم كن لوليك الحجه ابن الحسن. صلواتك عليه و علي آبائه . في هذه الساعه و في كل ساعه . ولياً و حافظا و قائداً و ناصراً و دليلاً و عينا حتي تسكنه ارضك طوعا. و تمتعه فيها طويلا. برحمتك يا ارحم الراحمين

دیدن تو پس از سالها،زیباترین لحظه ها را برایم به ارمغان آورد.چشم های تو بود که به من آموخت خوب را از بد بفهمم و کلام تو بود که به من یاد داد همیشه به دنبال بهترین ها باشم،گام های تو بود که به من آموخت استوارترین قدم ها را بردارم.

حالا که به دوران کودکی هایم برمی گردم خودم را پشت نیمکتی تصور می کنم و تخته سیاهی که معانی عشق و محبت و دوست داشتن را به بهترین وجه روی آن ترجمه می کردی.خاطرم نگه می دارم که دستهای تو هنوز آموزگار من است آموزگار عشق و آموزگار مهربانی... وقتی آنها را در میان دستانم می گیرم به یاد می آورم که این دستها،چگونه به من بهترین نوع زیستن را آموخته اند.

دیروز میگفتم،
مشقهایم را خط بزن … مرا مزن
روی تخته خط بکش … گوشم را مکش
مهر را در دلم جاری بکن … جریمه مکن
هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر
اما کنون ...
مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر

الف مثل ایثار،ب مثل بی انتها،ت مثل تو تا ابد تا همیشه... و تمام واژه هایم که امروز از فراز روزها هنوز با گرمای مهر تو بر کاغذ نقش می بندد و به رسم تو بوی عشق می گیرد. حالا دیگر تمام حرف ها و صداها و واژه ها را یاد گرفتیم میدانیم زندگی چند بخش است چرا خورشید گرم و بی دریغ می تابد و عشق از کجا آغاز می شود.

امروز تمام دانایی ما از توست بی آنکه وجود بی انتهایت را که ذره ذره میان قلم های کوچک ما تقسیم شد آنچنانکه باید قدر بدانیم. تو الفبا را آموختی و تمام واژه هایمان را تا ابد مدیون خود کردی اما امروز از اتصال تمام الفبا هم واژه ای به وسعت تو هجی نمی شود وقلم شرمنده می شود و کاغذ در سفیدی حقارت خود در جا می زند.به راستی چه ناچیزند واژه ها برای سپاس از ایثار و فداکاری تو،معــــــــــلم...

این همه ننوشتم و نگفتم که در مدح تو چیزی گفته باشم نه!!!! زبان و قلم از بیان از خود گذشتگی و فداکاریهای تو،سالهاست که عاجز مانده است،این نوشتار به رسم ادب بود از برای تقدیر از چنین مقام شامخی که به حق در شان و منزلت تو،معـــــــلم عزیزم می باشد.

                   «« سپاسگزارم معلم عزیزم و برای همیشه ی همیشه روزت مبارک. »»

پروردگارا:در طول سالهای زندگیم،دریافته ام آنچه تو از غم و شادی،نعمت و کاستی،دوری و نزدیک شدن، بیماری و سلامتی خواسته ای برای من بهترین بوده است.بارالها:اکنون و در این لحظه ها آنچه را که تو مقدر نمایی تقاضا می کنم که تو تنها دانای مطلق و بخشنده بزرگ برای تمام بندگانت هستی. الهی:به بزرگی و جلالت خودت فرصتی دوباره ده که بتوانم زحمات معلم عزیزم را جبران کنم.

نکته۱:اگر نبود قواعد جمله سازی،به هیچ عنوان از کلمه "تو"بجای" شما "در متن بالا استفاده نمیکردم.

نکته ۲:کاش برای لحظاتی کوتاه هم که می شد برمی گشتم به آن دوران!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 17:39  توسط سید مصطفی  |